
دلمو گره زدم به پنجرت دارم میام
که منو نگاه کنی زود گره هامو باز کنی
امام رضا جونم سلام . شنیدم دوباره برام دعوت نامه فرستادی . باورم نمیشه . هنوز مزه ی تابستونیه زیر دندونمه . راستش نشد درست و حسابی ازت تشکر کنم . خیلی ازمون خوب پذیرایی کرده بودی . هر چی هم خوب بود دور و برمون جمع کردی و یه سفره ی حسابی راستی یه چیزی بگم ؟
تو این مدت هر چی دارم از اون سفریه که اون بار اومدم . خیلی دست پر برم گردوندی . اما حالا هر چی بهم دادی تموم شده ... میشه اگه دوباره اومدم ....؟ کمکم کن ..که هر چی دارم از شماست .
. هیچ وقت دیگه فکر نمی کردم دیگه بعد از اون پذیرایی مفصل بازم بتونم اون دور و برا پیدام بشه . اما حالا .. دیدم چند تا از خوبا دارن میان اونجا پیشت ...نمی دونی چقدر دلم هوای دیدنت رو کرد ؟ دلم لک زده واسه دیدن اون حرم با صفات . قربون کبوترات .. یعنی میشه ؟ یه بار دیگه پام برسه به اون صحن قشنگت ؟ یه حالی دارم . می خوام بشم کبوتری قاطی کبوترات . راهم می دی ؟ خیلی وقت از دل تنگم پر نزدم . اوج نگرفتم . فقط یه ناز نگاه تو رو می خواد .
دلم می خواد شور غزل بگیرم
ضریحتو توی بغل بگیرم
اما می دونم باز اگه بیام اونجا هیچی ندارم بگم جز اینکه :
گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم
چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی